مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک

خرید بک لینک
نگاره ای بنوشتم به قلب آسمان...که هر چه هست و نیست فدای جانان باد...دوباره در طلب شاه شمشاد قدان...به سر شوم اندر خم غدیرستان...به نیلبکی برکنم جلد خویشتن باز...دوباره بشویم به می غم روزگار دراز...به کس نگویم از آن حلقه ی هزار افسون...زمانی واژه گریخت که من شدم مجنون...دگر ز چه گویم ای نگار بی همتا...دگر به واژه" تو" نمی دهم معنا...که در پس یک " تو" صد "من" است انگار...کنون اگر شبم و اگر تاریک...به صبح امیدت سپرده ام تقدیر...اگر چه کسی از من سخن نشیند..."ز دام شر سلام هوشیاران برهید...به وادی پردرد قاف قدم بنهید...ز آتش است که پخته شود هر آنچه بودش خام...و گرنه  انتهای فسانه ققنوس نبود در نار...اگر که تحمل نمی کند واژه ها امانت را...بدان که ندارند جمله خلایق توان درکش را...یکی ز همه می شود کلِ نگار...که معنی آینه می شود نگارِ کلِ نگار...  نوشته شده در جمعه سوم آذر ۱۳۹۶ساعت 23:55 توسط ق و دیگر هیچ...| مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک...

ما را در سایت مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 1:43

سلامی به گرمای نگاه تو ... به بلندای ردای تو ... به پژواک ندای تو...خسته و نالان دوباره به درگاه ات آمدم...کاش امشب از نو پیاله بگردانی و اندر تهی باده ام چنان پر کنی که عکس رخت در آن پدیدار شود...امشب دوباره دست به قلم بردم تا دوباره فقط از تو بنویسم...از دلتنگی هایت...از زخم های صله بسته...از خون های به دل شده...امشب آمدم از اسرار بگویم...از قاف بگویم... نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۶ساعت 23:50 توسط ق و دیگر هیچ...| مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک...

ما را در سایت مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 1:43

سلام بر تو ای تمام یک معنا...سلام بر تو ای انتهای معنا...سلام بر تو ای شب و روز ای فراز و نشیب...سلام بر تو ای کمال واژه رعنا...دوباره شب شد و من دوباره در پی تو...به چشم پر از اشک سر به بالینم...چو چشم سر ببستم چشمی دگر گشودم...بحق که در دل شب چهره پلید ابلیس...بدور او تاب می خوردند چاکران و خدام...یکی برفت دیگری ز پی اش آمد...یک به یک صف به صف قطار قطار...راستی عجب لشگری بودند...همه آنان که بستند راه میکده...گر تو از من این پند نیوش کنی...دل به دریا نزن بدون دریادار...گر سرت هنوز در پی عافیت است....تو بدان نشدی مرد قله ی قاف...گر به دل قصد آمدن داری...توبه کن از من و هرچه پنداری...گره از بند خویشتن بگشا...تا به واد مقدسش قدم برداری نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۶ساعت 0:22 توسط ق و دیگر هیچ...| مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک...

ما را در سایت مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 1:43

صفحه بندی